لـحـظه ای مهمان احساس ِ درونم باش...!


 

چقدر بزرگ شده ایم

ژست های آوانگارد ،لبخندهای تصنعی

گمشده در پس کوچه های روزمره گی

دیگر لباس کودکی به ما نمی آید...!



+کاش دلهامون به بزرگی بچگی بود...!

+ سه شنبه 1393/06/11| 15:28|نــگـىن| |
 

همیشه از آشنایی با دوستهای جدید هراس داشتم  و دارم

فقط و فقط  واسه اینکه  تو این دنیای شلوغ دچار روزمره گی میشن و به ناچار روزی از کنارت عبور می کنن

و.... تو می مانی و یک مشت خاطره؛تو می مانی و بغض...!

 

+همیشه دیر میرسم و تو عبور میکنی...!

+ سه شنبه 1393/06/11| 12:9|نــگـىن| |
 


 روزهای بد و خوبی بود که گذشت اما همون روزها کوله پشتی ام رو پر کرده از تجربه

که بعضی هاش  رو با قیمت گزافی بدست آوردم و البته اینم خودش شد یک تجربه بزرگتر

در صدر همه ی تجاربم...!



+تجربه نامي است كه هر كسي بر خطاهاي خود مي گذارد...!

+ سه شنبه 1393/06/11| 10:27|نــگـىن| |
 

 هنوز خاطرات گذشته، آدمهای گذشته، مکانهای گذشته

و حتی خود گذشته ام برام مهمه و هر وقت بهشون فکر میکنم دلم براشون تنگ میشه...


+نوستالژی یعنی انکار ؛ انکارِ زمانِ دردناکِ فعلی...!

+ سه شنبه 1393/06/11| 9:52|نــگـىن| |